قهرمان ميرزا عين السلطنه

4205

روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )

تظلمات امروز در ادارهء حكومتى مجلسى است براى رسيدگى به تظلمات مردم از ميرزا احمد خان پيشكار . اهالى پانصد و هفتاد و پنج تومان قيمت مخابرهء تلگراف به طهران داده‌اند . يك جواب تا امروز از طرف دولت يا خزانه‌دار كل يا رئيس الوزراء به آنها نرسيده است . فقط يك جواب از وزير دربار از طرف اعليحضرت شده بود كه تظلمات شما را رجوع به وزارت ماليه نموديم و السلام . آقا راست مىگويند ؟ در دفعهء سابق كه مجلس كردند مردم به واسطهء همين‌كه از طهران جوابى نيامد چند نفرى رفتند . حاكم هرچه ميرزا احمد مىگفت از متظلمين جويا مىشد آقايان راست مىگويند ؟ هرچه متظلمين مىگفتند رو به ميرزا احمد خان مىگفت آقا راست مىگويند ؟ مجلس به‌همين كلمات حاكم ختم شده بود لهذا امروز از آن روز هم كمتر رفتند ، زيرا نتيجه نداشت و همين قسم هم شد . شايعات حاكم ما شاء اللّه چيز غريبى است ، از شيخ على اكبر رئيس معارف پرسيده بود پسرهاى من در طهران جزو وزراء هستند يا نه ؟ گفته بود خير . پس چه مىكنند ؟ مشغول امورات شخصى هستند . گفتند شاه وثوق الدوله را چوب زده ؟ خير خلاف است . عجب شايعاتى در اينجا مىدهند ! عز الدوله از تأمين روس درآمد شب ساعت سه رفعت السلطان آمد گفت به حكومت و كارگذارى از وزراء تلگراف رسيده كه حضرت و الا از تأمين دولت روس به طيب خاطر خارج شدند . حكومت خيلى به شما سلام رسانيد تبريك گفت . ميرزا احمد خان كه تا درب خانه‌اش باهم بوديم به من پيغام داد نوكرم ، چاكرم ، بنده‌ام ، همه كار شما را انجام مىدهم . پردهء ديگرى روى كار آمد . حالا بايد چه كرد . من مىدانم تا چندى همراهى مىكنند بعد اسباب‌چينى كه دخلى از طرف بكنند .